داستان خاندان ریزوتو – قسمت اول
بخش اول: ریشهها و ظهور (دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰)
مونترال، شهری با دو چهره
مونترال، بزرگترین شهر استان کبک کانادا، برای بسیاری نماد فرهنگ، هنر، تاریخ و زندگی چندفرهنگی است. با کلیساهای باشکوه، خیابانهای سنگفرش شدهی مونترال قدیم (Vieux-Montréal) و فستیوالهای بینالمللیاش، شهری جذاب و دیدنی به شمار میرود. اما در زیر پوست این شهر زیبا و پویا، دنیای دیگری نیز جریان داشته است؛ دنیای سایهها، قدرت، ثروتهای بادآورده و خشونت سازمانیافته. دنیایی که برای دههها تحت سلطهی خانوادههای مافیایی ایتالیاییتبار بود و در مرکز این دنیای زیرزمینی، نام یک خانواده بیش از دیگران میدرخشید: خانواده ریزوتو (Rizzuto). داستانی که میخواهیم روایت کنیم، داستان ظهور و سقوط این خانواده قدرتمند سیسیلی در مونترال است.

ورود نیکولو ریزوتو: بذری در خاک جدید
داستان خانواده ریزوتو در مونترال با ورود نیکولو “نیک” ریزوتو پدر (Nicolò Rizzuto Sr.) آغاز میشود. نیکولو، متولد ۱۹۲۴ در روستای کاتولیکا اراکلهآ (Cattolica Eraclea) در سیسیل ایتالیا، منطقهای که بهطور سنتی با مافیا پیوند خورده بود، ریشههایی در این دنیای پنهان داشت.پدرش، ویتو ریزوتو، با خواهر یکی از سران مافیای محلی ازدواج کرده بود و خود نیکولو نیز در جوانی با لیبرتینا مانو (Libertina Manno)، دختر یکی دیگر از رؤسای مافیای سیسیلی به نام آنتونیو مانو، ازدواج کرد. این ازدواجها پیوندهای خونی و مافیایی او را تقویت کرد.
در سال ۱۹۵۴، نیکولو ریزوتو به همراه همسرش لیبرتینا و دو فرزندش، از جمله پسر هشت سالهاش ویتو (Vito Rizzuto)، به کانادا مهاجرت کرد. آنها ابتدا در هالیفاکس پیاده شدند و سپس به مونترال نقل مکان کردند. مونترال در آن زمان شهری در حال رشد بود و جامعهی ایتالیایی بزرگی داشت که عمدتاً در مناطقی مانند سنت لئونارد (Saint-Léonard) و اطراف بازار ژان-تالون (Jean-Talon Market) متمرکز بودند.
تحت لوای کوترونیها: سالهای اولیه
در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، صحنه جرم سازمانیافته مونترال تحت سلطه خانواده کوترونی (Cotroni) بود. این خانواده، که ریشههای کالابریایی (منطقهای در جنوب ایتالیا) داشتند، توسط وینچنزو “ویک” کوترونی (Vincenzo “Vic” Cotroni) رهبری میشد و به عنوان شاخهای از خانواده قدرتمند بونانو (Bonanno) در نیویورک عمل میکردند. فعالیتهای آنها شامل قمار غیرقانونی، نزولخواری، قاچاق مواد مخدر و اخاذی بود.

نیکولو ریزوتو، با وجود ریشههای سیسیلی خود، در ابتدا به عنوان یکی از اعضای زیردست در جناح سیسیلی خانواده کوترونی فعالیت میکرد. او و دیگر سیسیلیها تحت فرماندهی لوئیجی گرکو (Luigi Greco) تا زمان مرگ گرکو در سال ۱۹۷۲ کار میکردند. در این دوران، پائولو ویولی (Paolo Violi)، یکی دیگر از چهرههای کلیدی کالابریایی و دست راست ویک کوترونی، قدرت زیادی در خانواده داشت.
تنشهای داخلی: سیسیلیها در برابر کالابریاییها
با گذشت زمان، تنشها بین جناح سیسیلی به رهبری نیکولو ریزوتو و جناح کالابریایی به رهبری ویک کوترونی و پائولو ویولی افزایش یافت. سیسیلیها جاهطلبی بیشتری داشتند و از اینکه تحت فرمان کالابریاییها باشند، ناراضی بودند.نیکولو ریزوتو به دنبال استقلال و کنترل بیشتر بود و این موضوع با ساختار قدرت موجود در تضاد بود.
پائولو ویولی به ویژه از فعالیتهای مستقلانه ریزوتو ناراضی بود و شکایت داشت که ریزوتو بدون اطلاع دیگران دست به اقدام میزند.این اختلافات به حدی رسید که گفته میشود در اوایل دهه ۱۹۷۰، ویولی نقشهای برای قتل ریزوتو کشیده بود و نیکولو برای مدتی به ونزوئلا گریخت تا از این خطر در امان بماند. این دوره نشاندهنده شکاف عمیق بین دو جناح بود.
جنگ داخلی و قتل پائولو ویولی: نقطهی عطف
اواخر دهه ۱۹۷۰ شاهد اوجگیری درگیریها و تبدیل آن به یک جنگ داخلی تمامعیار در مافیای مونترال بود. نقطه اوج این جنگ، قتل پائولو ویولی در ژانویه ۱۹۷۸ بود. ویولی در حالی که در “رجیو بار” (Reggio Bar)، کافهای در خیابان ژان-تالون شرقی (Jean-Talon East) که پاتوق او بود، مشغول بازی با ورق بود، با شلیک گلوله به قتل رسید. این کافه برای سالها توسط پلیس مخفی شنود میشد و اطلاعات زیادی از فعالیتهای ویولی جمعآوری شده بود.

قتل ویولی، که به ریزوتوها نسبت داده میشود، ضربه مهلکی به خانواده کوترونی وارد کرد.[. به دنبال آن، برادران ویولی، فرانچسکو و روکو، نیز در سالهای بعد به قتل رسیدند. قتل روکو ویولی در اکتبر ۱۹۸۰، که با شلیک تکتیرانداز از ساختمانی مجاور به قلبش در آشپزخانه خانهاش انجام شد، نشان از حرفهای بودن و بیرحمی عاملان داشت.
ظهور ریزوتوها: پایان یک دوران، آغاز دورانی دیگر
با حذف رهبران کلیدی جناح کالابریایی، راه برای قدرتگیری کامل خانواده ریزوتو هموار شد. نیکولو ریزوتو، که حالا از سایه کوترونیها خارج شده بود، به عنوان رئیس جدید مافیای مونترال شناخته شد. پسرش، ویتو ریزوتو، که در این سالها در کنار پدرش تجربه کسب کرده و در عملیاتهای مختلف نقش داشت، به سرعت به عنوان چهرهای کلیدی و جانشین احتمالی مطرح شد.
این دوره، که با خشونت و حذف رقبا همراه بود، پایههای امپراتوری آینده ریزوتو را بنا نهاد. آنها کنترل مسیرهای قاچاق مواد مخدر، شبکههای قمار و اخاذی را به دست گرفتند و نفوذ خود را در شهر گسترش دادند. قتل ویولی و برادرانش، اگرچه پایانی بر سلطه کوترونیها بود، اما آغازی بر دههها حکومت خانواده ریزوتو بر دنیای زیرزمینی مونترال محسوب میشد؛ حکومتی که با هوش، دیپلماسی و البته خشونت بیرحمانه همراه بود.
در بخش بعدی، به دوران اوج قدرت ویتو ریزوتو، گسترش فعالیتهای بینالمللی خانواده و چالشهای پیش روی آنها خواهیم پرداخت.
نقشه تعاملی برخی از مکانهای مرتبط با داستان خانواده ریزوتو در مونترال
روی نشانگرها کلیک کنید تا اطلاعات مربوط به هر مکان را ببینید.











